سیریز روستایی در حاشیه کویر
بسم الله الرحمن الرحيم
سيريز روستايي در حاشيه كوير
اين روستا در شمال شهرستان زرند به مسافت 70 كيلومتر و با جمعيتي در حال حاضر3 هزار نفر داراي موسسات دولتي و شخصي و شوراي اسلامي با مشاركت دهياري مي باشد قرار دارد .و جزء بخش يزدان شهر است . اكثر مردم اين خطه مشغول به كشاورزي كه پوشش گياهي ومحصول آن درختان پسته مي باشد . كه در حال حاضر از تلمبه چاها آبياري مي شوند. كه در گذشته قنات (كاريز) داشته اما آنچه در اين مختصر گزارش به رشته تحرير مي آيد در خصوص فرهنگ و آداب رسومي كه سالهاي قبل رايج و شايع بوده و بنده نمي دانم مردم حاليه به انها پايبند هستند يا خير
وجه تسميه سيريز :
آنچه از شنيده هاي گذشتگان نقل شده . چون اين سيريز از چند روستا و محله تشكيل شده گويند در دوران گذشته در هر يك كيلومتر يك مكان طبيعي كه در جوف زمين تعبيه شده بود كه به آن ريز يا بيكند مي گفتند وجود داشته و در هر ريز چندين خانواده به صورت قبيله اي همراه با حيوانات خود زندگي مي كردند و چون جمع اين ريزها به عدد 30 رسيده بوده به آن گفتند سيريز.
علت بوجود آمدن قريه ها :
روستاي سيريز از پنج قريه و يا محله تشكيل شده كه علت اساسي آن وجود آب و بنه بوده كه هر قريه داراي يك قنات و كاريز بوده كه در گذشته هر جا آب پيدا مي شد آبادي شكل مي گرفت كه مجموعه اي از منازل مسكوني . حمام . مسجد . ساخته مي شد و طولي بودن روستاي سيريز وجود قناتها و مسير آب در يك خط موازي است كه طول اين روستا نسبت به عرض بيشتر مي باشد .
آنچه نوشته مي شود در هيچ سند مكتوبي آورده نشده است فقط از نقل قولهاي ريش سفيدان اين محل مي باشد كه سينه به سينه حفظ شده است . سيريز داراي منازل مسكوني با مواد اوليه خاك و گچ كه مناسب با محيط طبيعي آن است به جز اماكن مسكوني اثار زيارتي هم وجود دارد كه گواه قدمت و تاريخي بودن اين خطه مي باشد . يكي از اين آثار كه مورد احترام و تقدس مردمان اين خطه مي باشد بقعه امام زاده جعفر (ع) است سند موثق دال بر اينكه اين شخصيت از نواده كدام امام است وجود ندارد و آنچه ذكر شده در حد داستان و افسانه مي باشد كمتر به واقعيت نزديك است . وقتي از سرگذشت اين امام زاده پرسش مي كني گذشتگان و پيران چنين جواب مي دهند . گويا يك جنگي بين بزرگان دين و لشكر عراق اتفاق افتاده و اين شخص هم در اين جنگ شركت داشته و زماني كه زخمي مي شود واز معركه جنگ بيرون مي آيد گذارش به سيريز مي افتد و بر اثر شددت جراحت در اين مكان از دنيا مي رود به نوعي به شهادت مي رسد . و مردم متدين و شيفته اهل بيت پيامبر (ص) نواده اورا با تكريم و احترام در يك مكان مناسب دفن مي كنند و بقعه اي كه شايسته كرامت و قداست اوست با خشت و گل بر روي مرقد او مي سازند كه ميعاد گاه عاشقان امامان شيعه در گذر زمان مي شود . و اين بنا با وجود تحولات طبيعي و قدمتي كه دارد نمي توان حدس زد چه زماني ساخته شده و در چه دورانهايي مرمت و بازسازي شده ولي آنچه كه مشاهده مي شود و قرين دلالت مي كند مقدس بودن اين مكان نزد مردمان اين خطه همه ساله مرمت شده كه تا به حال با قامتي برافراشته مامني بوده براي اهل ذكر و تسبيح . و بر اساس همين سنت و يادگار مرمت اين بقعه مبارك توسط مردم عاشق دين و مذهب در سال 1380 خورشيدي با مصالح جديد آهن و آجر صورت گرفت و در سال 1384 به همت يكي از خانواده شهيد اين روستا ضريح مقدس آن بازسازي شده است .
فرهنگ و آداب رسوم
ازدواج
سنت حسنه اي كه بشر در طول تاريخ آن را براي توالد نسل با شيوه هاي مختلف و متفاوت بر اساس فرهنگ و شرايط محيطي خود برگزار كرده كه سيريز هم از اين امر مستثناء نيست مردم اين سرزمين جهت ازدواج ابتدا به خواستگاري مي روند و اين سنت بايد توسط مردها انجام گيرد در اين روستا بيشتر ازدواجها بر اساس عاشق و معشوقي نيست بلكه جنبه قوم وخويشي دارد مثلا پسر عمو و دختر عمو بدون اينكه به هم علاقه و تفاهم داشته باشند بايد بر اساس نصيحت و پند بزرگترها ازدواج كنند كه عقد پسر عمو و دختر عمو كنار تخت شاه و در آسمان هفتم بسته شده . بعد از صحبتهاي بي ربط و سرگذشت ديگران به سر اصل مطلب مي روند كه پسر را براي غلامي قبول كنند ( راستي در گذشته پسر به غلامي مي رفت چونكه مي بايست سالهايي براي پدر زن بيگاري بكشد ) بحث مهريه يا همان شيربها پيش مي كشند بعد از چك و چنه به توافق مي رسند ميزان مهريه بر اساس دارايي پدر عروس معين مي گردد و پدر عروس موظف است هر مقدار مهريه دخترش است بايد نصف آن مبلغ را جهيزيه ( وسايل زندكي ) همراه دختر كند كه قبل از مراسم اين وسايل را به خانه داماد ببرند كه گويا گذشته رسم بوده روز سوم ازدواج وسايل را به خانه داماد مي بردند . و سپس مراسم عقد كنان را معين مي كنند و اين رسم هم وجود دارد كه عقد و ضيافت عروسي را در يك روز برگزار كنند در اين مراسم عرف است زماني كه عاقد صيغه را مي خواند و مي خواهد از دختر جواب بله را براي پسر بگيرد بايد تمام اقوام و خويشان خصوصآ پدر . مادر . عمو. دايي . خاله . برادر . خواهر و ريش سفيدان ديگر به عروس اجازه بدهند آنها با يك كلمه مي گويند مرخصي سپس عروس بله را مي گويد . دعوت كنند گان اين مراسم معمولا رسم است اقوام عروس توسط پدر و مادر عروس دعوت شوند و داماد هم توسط پدر و مادرش خودش دعوت شوند و اين سنت ديرينه اي است كه هنوز پا برجاست . عرف است در آغاز زندگي مشترك هم چيز تر و تازه و نو باشد بر همين اساس خريد وسايل ازدواج پيش مي آيد كه رسم است گروهي از اقوام داماد و عروس به بازار مي روند و لباس عروس و داماد را انتخاب مي كنند كه در اين مراسم عروس حق آمدن در بازار و انتخاب لباس را ندارد .و بعد از خريد لباس عروسي و دوخت آنها مراسم عروسي كه در يك روز مشخص برگزار مي شود تعييين مي گردد . كه در اين صورت داماد توسط دوستان و اقوام مرد به حمام محله جهت استحمام و آرايش مي رود .و اورا از حمام روستا تا درب منزل پدر عروس با شباش عروس كشان مي كنند . هنگامي كه به خانه عروس مي آيد پدر و مادر عروس بايد پا انداز بدهند ( پول . سكه . طلا . زمين پسته . هزينه سفر به مشهد رضوي . ) كه تاكنون گويا هيچ پا اندازي تحويل داماد داده نشده همه اينها جنبه تشريفات دارد زيرا كه اين رسم به قول خودشان بده بستان است نياز نيست خود را به زحمت اندازيم يعني دختري مي دهند و پسري مي گيرند و بر عكس . و هنگامي كه عروس وارد خانه داماد مي شود با كولولو و شباش زنان و مردان جلوي او چوب بازي مي كنند وزماني كه مي خواهد وارد منزل شود يك گوسفند سفيد نرينه جلوي او ذبح مي كنند به رسم اينكه گربه را در حجله كشته باشند تا اينكه زن مطيع مرد باشد . و خانه داماد گويا حجله گاه ناز و عشق است كه دو جوان ناكام را در نيمه شب در خود جاي مي دهد تا زندگي مشترك در پرتوي احساس لطيف و ظريف شروع كنند . و صبح صادق كه لبخند به روي ماهين مي زند زنان جمع مي شوند عروس را به رسم خود از حجله بيرون مي آورند و داماد را جهت دست بوسي و تشكر از پدر و مادر عروس بخاطر باكره بودن دختر روانه خانه انها مي كنند و اين پايان مراسم وشروع زندگي مشترك با توكل بر خالق هستي .
ميهمان رفتن :
ميهماني يك سنتي است كه در همه اقشار جوامع ايران مخصوصا خطه كرمان زمين رواج دارد كه اين رسم هم در سيريز از دورانهاي گذشته پا برجا و تداوم داشته است در اين روستا ميهمان رفتن بدون دعوت صورت نمي گيرد وهركس را دعوت مي كردند به ميهماني مي رفته هيچ موقع سرزده به خانه كسي نمي رفتند .در اين صورت بخاطر احترامي كه به ميهمان داشته اند بهترين غذا را پخت مي كردند و از او پذيرايي مي كردند و عقيده داشتند كه ميهمان حبيب خداست . آنچه رسم رايج بوده بيشتر ميهمانيها در ايام نوروز باستاني انچام مي گرفت مخصوصا در شب عيد نوروز كه همه اقوام در منزل جد و ريش سفيد قبيله جمع مي شدند و با صرف پلوي سال به استقبال سال نو مي رفتند و اين پلو گويا سالي يك بار فقط در شب نوروز پخت مي شده . و ميهماني در اين شيوه به صورت تبادلي بوده يعني هر كس ميهمان مي شد ميبايست ديگري را هم به خانه خودش دعوت كند و به آنها غذا و شيريني بدهد و يك رسم جالبي كه در اين محله وجود دارد در اين ميهماني يك نفر براي شادباش ميهمانان ني و ني لبك مي زند و يك نفر هم اواز محلي مي خواند . به قول خودشان شب نشيني را كوتا و با صفا مي كردند . و يك ميهماني ديگري هم در سيريز است به نام شب شيشه زماني كه خداوند فرزند به عنوان عطيه الهي به آنها مي دهد در روز پنجم و شب شيشم پدر فرزند تمام اقوام را دعوت مي كند جهت وليمه دادن و از خدا تشكر كردن رسم است در اين شب همه دور هم جمع مي شوند و بچه را در كمو مي خوابانند و يك دستمال قرمز بر سر نوزاد مي بستند عقيده داشتند كه شيشه اورا نزند ( شيشه يك موجود افسانه اي است كه گذشتگان عقيده داشتند در اين شب ممكن است به نوزاد صدمه بزند ) و چند سوزن قفلي بر كلاه قرمز مي زدند و اگر پسر بود در همان شب اورا ختنه مي كردند ( دستش حلال شد به يمن اينكه وقتي كه بزرگ شد از مال حلال امر معاش كند ) در اين شب رسم بود كه همه ميهمانانان تا اذان صبح بيدار بمانند تا اينكه از كودك محافظت كنند كه نكند شيشه او را نابود كند .
لباس پوشيدن :
لباس پوشيدن در سيريز در گذشته به اين صورت بوده كه مردها يك شلوار سياه رنگ با پاچه هاي گشاد كه بوسيله كش به كمر بسته مي شد كه به اصطلاح خودشان تمون بود مي پوشيدند . پيراهن آنها هم گشاد كه روي شلوار قرار مي گرفت كه داراي كيسه گشاد دكمه دار و بدون لب گردن دوخته مي شد و در زمستان يك جليقه همراه با پالتو به تن مي كردند . زنها هم لباس گشاد با دوخت زنانه و بلند همراه با چادر به تن مي كردند و اين لباس مي بايست يكسره باشد و بلوز و دامن رسم نبود و كسي مي پوشيد او را مورد تمسخر قرار مي دادند و بر سرزنان يك پارچه چهار گوش كه به وسيله سوزن به زير گلوي خود مي بستند و يك دستمال مشكي دور ان مي پيچيدند و در اين روستا اگر كسي روسري بدون سوزن مي بست مورد تمسخر قرار مي گرفت . كت شلوار هم جز پوشاك بوده ولي مخصوص اربابان بوده اگر انسان فقيري كت و شلوار مي پوشيد دستور مي دادند از تن او در مي اوردند .
نحوي امر معاش :
مردم براي تامين مايحتاج زندگي خود براي افراد پولدار به صورت 1- قراري 2- برزگري كار مي كردند.
قراري : بدين صورت بود كه شخص كارگر بايد تمام روز را از وقت صبح تا غروب آفتاب براي ارباب كار كند و ماهيانه مبلغ ناچيزي دريافت كند .
برزگري : به كسي گفته مي شد كه بر اساس پيماني كه بين ارباب و او بسته مي شد موظف بود شب و روز در املاك ارباب زحمت بكشد و در خانه ارباب هم زندگي كند و زن او هم كارهاي خانه ارباب را انجام دهد بدون اينكه مزدي دريافت كند ( نان پختن . لباس شستن . بچه داري . دامپروري . غيره ) كه در مقابل دستمزد شوهرش هيچ حق وحقوقي نداشت فقط بخاطر اينكه شوهرش در آن خانه حقوق بگيرد و ارباب او را اخراج نكند كار مي كرد . كه در اين صورت مورد آزار و اذيت ارباب و اياديش قرار مي گرفتند بدون اينكه بتوانند اعتراضي بكنند در صورتيكه اعتراض مي كردند اخراج مي شدند .
امنيت :
در گذشته هيچ گونه امنيتي در اين روستا وجود نداشت زيرا كه دزد فراوان بود و خانه ها هم امن نبودند و حتي اربابان با برزگرانش توسط اسلحه شبها به دزدي مي رفتند و كسي حق اعتراض هم به آنها نداشت به همين خاطر مردم شبها به صورت نوبتي در بالاي برج روستا به نگهباني مشغول بودند و زماني كه مواجه با دزد مي شدند فرياد مي زدند بيدار باش هوشيار باش و هر كس هرچه داشت پنهان مي كرد و حيوانات خود در همان اطاقي كه مي خوابيدند جا مي دادند . تا از دستبرد دزد در امان باشند و دزد مشهور سيريز فردي به نام غلامعلي بوده زماني كه مردم متحد مي شوند كه او را تعقيب كنند به روستايي در مشرق سيريز به نام همسيج پناه مي برد و زماني كه تيرهاي خود را تمام مي كند به يك كاه داني مي رود و مردم آن كاه دان را اتش مي زنند تا او از بين برود احتمالا چاه غلامعلي به همين نام تسميه شده است .
مراسم فوت :
در اين روستا هركس فوت مي كرد از پنج روستا كه مردم زندگي مي كردند جمع مي شوند . ميت را غسل كفن مي كنند و بعد براي خداحافظي با وابستگان به خانه مي اورند كه در اين زمان يك گوسفند جلوي او ذبح مي كنند ( فلسفه ذبح گوسفند اين است كه كساني كه در اين مراسم شركت كرده اند در ظهر غذايي تامين شود ) و پس از اين مراسم اورا به امامزاده جهت اخرين طواف مي برند و بعد به خاك مي سپارند . و مردم تا روز سوم به خانه متوفي جهت عرض تسليت مي روند كه پرسه گويند بعد از سه روز مراسم هفت درگذشت است كه مردم را در مكان مقدس كه مسجد باشد دعوت مي كنند جهت صرف ناهار و اين مخصوص كساني است كه تمكن مالي داشته باشند . و بعد از صرف ناهار جهت خاك شكن به قبرستان مي روند و به نوعي تجديد ديداري با ميت و احترامي به بازماندگان مي باشد . و همين مراسم هم در روز چهلم هم برگزار مي شود . و هر پنج شنبه اقوام و خويشان متوفي جهت فاتحه خواني بر قبر ميت حاضر مي شوند كه سنتي ديرينه است . در پايان از آقاي علي طاهري دبير زحمتكش و فعال دبيرستانهاي سيريز كه اين گزارش را در اختيار نگارنده گذاشته تقدير و تشكر به عمل مي آيد .
عبدالرسول ميرزائي