به نام خدا
چادر : دانشنامه ايرانيكا : ترجمه عبدالرسول ميرزائي
چادر يك جامه گشاد كه بدن و گاهي صورت را مي پوشاند . ريشه كلمه چادر ناشناخته است و اين واژه به چتر آفتابي هندي ارتباط دارد اما بطور قطع نمی توان ثلبت نشده است ( رجوع به چادر )
سرچشمه هاي ادبي چادر در گذشته :
در اوائل دوره هخامنشيان ملكه هاي پارسي خودشان را از مردم پنهان مي كردند . پلوتارك مورخ دردوران حاكميت اردشير ( 395-404 r ) مي نويسد كه ملكه محبوب عامه مردم بوده زيرا كه هميشه پرده كالسكه او بالا بود و زنان اجازه داشتند كه او را ببينند و درود بفرستند ( اردشير 5 رجوع به گزنفون سيرپديا 11.4.6 ) و در حقيقت زنان سلطنتي با كالسكه پرده دار حمل مي شدند كه اين در روايات ادبي و باستاني ايران الگويي شد. براي نمونه بيشترين حماسه ها را مي توانيم در حماسه ويس و رامين با مواد تاريخي از دوره پارسيان پيدا كنيم . در صفحه 93 ويس آمده ملكه نه فقط در پشت پرده نشسته بلكه صورتش را با يك نقاب پوشيده است . ( بختيار نامه تصحيح صفا ؛ صفحات 5-6)
چادر در متون پهلوي حداقل دو مورد ذكر شده است در روايت حميد ( هميت) اشوهيستان كه این کتاب متن قرن چهارم هجري در خصوص قوانين فقهي و شرعي زردشت است ( تصحيح؛ صفا اصفهاني، ص 9-33) در آن متن چادر همراه با سربند و وشمق ذكر شده كه زنان زردشتي براي پوشيدن سر از آنها استفاده مي كردند . در کتاب ( ماتيكان يوشت فريان ) که يك متن پهلوي قرن ششم و اندكي بر اساس متون اوستا مي باشد ( يشت 5-81-83) مادر اين متن مي خوانيم كه هوفريا خواهر يوشت از زردشتيان توراني و زن اشک(AXT) كه حريف و مخالف دين جديد زردشت بود زماني كه مي خواست به سوالات پاسخ دهد مجبور بود چادر و نقاب بپوشد و زنان ان دوران نسبت به اين پوشش راضي بودند و زنان شوهر دار هم زماني كه از خانه بيرون مي رفتند ترجيح مي دادن با شوهرانشان همراه باشند و پوشش داشته باشند . در متون باستاني و كلاسيك فارسي شواهد زيادي وجود دارد و ما متوجه مي شويم كه زنان در دوره ها ي متفاوت و در میان طبقات مختلف خود را با چادرو يا با شكلهاي ديگر سر خود را مي پوشاندند براي نمونه هنگام گفتگوي شيرين با شاه و پسر خوانده اش شيرويه سرش پوشيده بود ولي او چادرش را كنار مي زند تا اينكه زيبايش را نشان دهد كه اين عمل كمتر توسط ديگران مشاهد شده است و اين عمل بعنوان يك جادويي بود براي شاه درگذشته خسرو پرويز و ديگر هيچ ( شاهنامه چاپ ، مسكو ، ج 4 صفحات 534 V 2940)
در ايران باستان نقاب محدود به زنان نبود بلكه توسط شاهان هم بكار مي رفت ( نقاب براي زنان محدويت نبود بلكه توسط شاهان فارسي اجبار شده بود) ( ابن اسحاق متوفي 150 ق در سيره اش مي نويسد كه خسرو انوشيروان ( 79- 531r ) قبل از سلطنت زماني كه به تالار حضار مي آمد خودش را با پارچه اي كه از يمن آورده بودند مي پوشيد و فقط زماني كه بر تاج تخت سلطنتي نشست نقابش را برداشت و كنار زد و همچنين زماني كه خسرو پرويز را از محبوسگاهش( حرم سرا) در دوران گذشته بيرون آوردند و به كاخ اوردند سرش پوشيده بود . ( دينوري ، تصحيح گرگياس ، ص 112 ؛ طبري ؛ ج 1 ص 1046)
كتاب شناسي ؛
1- بختيار نامه ، تصحيح دكتر نزهت صفا اصفهاني ، تهران 1347 ش ؛ 1968 م
2- محمد بن اسحاق ؛ سيره رسول الله ، تصحيح ، وستنفلد
3- Das leben muhammeds b .ishaq bearbeitetvon abd-al- malik b .hisham .2 vols,gottingen .1858-60
4- فخرالدين اسعد گركاني ؛ ويس ورامين m . A . toduaetal. ، تهران 1349 ش
5- The book of arda viraf . pahlavi text prepared by destur hoshangii jamaspji asa .bombay and london .1872 (repr.amsterdam. 1971)
6- ماتيكان يوشت فريان ؛ تصحيح نزهت صفا اصفهاني و روايت حميدي اشوهيستان مطالعاتي در قانون و دين زردشت ، هاروارد 1980م
چادر در ميان زردشتيان :
هيچ شواهدي از حجاب و يا پوشيدن بدن و حتي دهان و سر در دوره هخامنشيان ديده نشده است ولي شواهدي وجود دارد كه دهان خود را با انگشتان مي پوشاندند و اين عمل ظاهرا به عنوان يك نشانه و علامت و احترام بود كه از اذيت شدن فرمانروا هنگام ملاقات نسبت به بوي دهان جلوگيري كنند . براي نمونه زندگي اشخاص در شهر اداري تخت جمشيد كه جداي از شهر داريوش بود اثاري وجود دارد به شكل كندوي زنبور و چراغهاي بخور و صندوقهايي كه در مكانهاي بلند جاي داشتند تصاويري است كه افراد نوك انگشتان دست راستشان روي لبها كه مي گذاشتند نشان مي دهد ( hinz. Pl .19-64 )
در نگاره ها و نقاشيهاي دوره اشكانيان و ساسانيان بويژه در سيستان و سغد خدمتكاراني نشان داده شده كه دهان خود را با نقاب مي پوشاندند كه به زبان پهلوي پدان يا پدام ناميده مي شد ( paiti. Dana كه اين لفظ از زبان ارمني گرفته شده به نام پندام . روشل صفحات 482-484) در اين صورت كشيشان و موبدان زردشتي هنوز اين رسم را در آئين و تشريفات مذهبي خود بكار مي بردند كه اين عمل را براي جلوگيري از آلودگي آتش مقدس انجام مي دادند . (قوامي ، ص 48)
در برجستگيهاي سنگ هاي مرمر پالمير نشان داده شده است كه در قرون نخستين زنان پوشش كاملي را براي پوشاندن سر و صورت داشتند ( گريشمن ، ص 96 ف 1962 م) و اما در قرن دوم در مجسمه هاي پالميري نشان مي دهد كه زنان سرهايشان پوشيده است ولي بطور معمول باقي صورتشان پوشش نداشت (ibidصفات، 95-93) وآنچه به نظر می رسد در هنر ساساني آمده است زنان به غير از شخصيتهاي شاهي و سلطنتي اغلب در محيطهاي شاد بعنوان نوازنده ورقاص بودند ولي درهمین موارد مشاهده مي كنيم كه اغلب آنها شالهاي بلند يا نقابهايي از جنس ابريشم نازك و بدن نما مي پوشيدند ( هارپر صفحات 77-78 بخش پوشاك ) و که بطور تقريب سر آنها پوشيده بود و همچنين بعضي اوقات در تشريفات مذهبي از پارچه ابريشم براي پوشاندن دهانشان استفاده مي کردند ( روايات فارسي ؛ ص 296) ولي زبهر با جداي از همه اينها بيان مي كند بكار بردن پارچه ابريشم جرم و گناه محسوب مي شد زيرا بر اساس باور سنتي عقيده داشتند كرم ابريشم بعنوان يك موجود اهريمن به حساب مي آمد ( abid .n.1)
اما به قول بعضي از سياحان زنان امروز ايران صورتشان پوشيده نيست . اما بطور سنتي بويژه در مراسمات رسمي و عرفي يك روسري يا شال به سر مي كنند . انچه مهم مي باشد يك پارچه ابريشمي از دوره هخامنشي در پازيريك سيبري پيدا شده كه اين تصوير قبلا در يك آتشدان هم يوده نشان مي دهد زناني در جلو ايستاده اند با پوشش حجاب سرهايشان پوشيده است و يا اينكه يك پارچه اي بر سرشان است ولي زنان خدمتكار كه در عقب آنها ايستاده اند پوشش ندارند ( رودنكو ؛ صفحات 296-97-139) امروز رسمي است كه زنان ايراني در هنگام غروب خورشيد يك آتشدان به خانه حمل مي كنند و اين صحنه ممكن است يك شكل باستاني مشابه رسم و آئين بومي را نشان دهد كه از اين رو مي توان متوجه شد زنان هرگز يك نقش رسمي در ائين عمومي در جوامع زردشتي نداشتند . در منطقه يزد زنان روستايي زدشتي با يك پوشش چادر اطراف گردن و سر خود را مي پوشاندند و اما اجازه داشتند صورت و مقداري از مويشان آشكار باشد گويا اين يك سنت ماندگاري براي روياروي و مخالفت با دين اسلام و مسلمانان بود .
كتاب شناسي ؛
1- گريشمن ؛ هنر ايراني ، 249b.c 651a.d نيويورك 1962م
2- هارپر ؛ شكار شاهنشاه ؛ نيويورك ،1978م
3- W. hinz. Altiranischenfunde and forschungen .berlin.1969
4- قوامي ؛ كوه خواجه ، و ايران و ديواره هاي منقش ، توسط ارنست هرزفلد
5- مجله موزه مركزي ، شماره 22،1987م
6- رودنكو ؛ قبرهاي يخي سيبري ؛ بركلي ، 1970م
7- J.r.russell.زردشتيان ارمنستان ، كمبريج ، 1987م
James R . RUSSell
چادر در ايران اسلامي بخش سوم :
در دوره اسلامي چادَر يا چادر (شادر) به عنوان يك لباس پوشيدني ؛بدون آستين و جامه بيروني توسط زنان در ايران پوشيده مي شد . كه با قوانين اسلامي در خصوص لباس پذيرفته شده كه اين لفظ در فرهنگ عرب ملفحه ناميده مي شود و به نظر مي رسد اين نوع پوشش در بين زنان قبل از اسلام رايج بوده و يا ممكن است بر اثر سخت گيريهاي در دوره اوائل اسلام به آنها تحميل شده باشد (گويشهاي مختلف به doerfer ،ج3 ، ص 18-17 ) همان طورکه ملاحظه شده در قرن چهارم هجري در منطقه ديلم زنان فقط اجازه داشتند در شب بيرون بروند و لباس سياه بپوشند كه این بعنوان يك سنت مدام در قبل از اسلام هم نشان داده شده است ( اشپولر ص 382)
نيازه هاي اسلاكي نسبت به چادر منجر به اين شده كه واژه اوليه آن را از قرآن اقتباس كنند 24:31 . 59:32در اوائل اين آيات تصريح مي كند كه زنان معتقد به اسلام نبايد زينتهاي خود را به افرادي غير از شوهران خود و آنهايي كه در محدوده ممنوعه ازدواج قرار دارند نشان دهند ( افراد نابالغ . مجنون . ) و مقوله هاي معين ديگري هم وجود دارد كه مفسرين شيعه و سني بطور يكنواخت سه تغير را از اين تفاسير استثناء كردند ؛
1 – لباسهاي بيروني زنان 2 – آرايش صورت و دستها . سرمه ، حنا و انگشتر 3- عدم پوشش صورت و دستها
اولين تفسير به عنوان يك مسئله غير منطقي رها شد و دومين در فقه شيعه توسط نقل و قولهاي متعدد از امامان حمايت و تائيد شد ( مسئله حجاب ، مطهري ؛ ص132-36) در مسئله سوم اثري مشابه اجبار جهت نشان دادن زينت هاي دست و صورت شد كه لزوما مستلزم اين شد كه دست و صورت زنان آشكار و نشان داده شود .ولی اقلیتی معتقد هستند که حتی دست و صورت را نیز باید پوشیده شود و اما بررسیها و نیاز جامعه بطور عموم منجر به مخالفت با این دیده گاه شد ( بعنوان مثال برای شناسایی زنان و شرکت انها در فعالیتهای اجتماعی و قانونی جامعه ) ( مطهری . مسئله حجاب ؛ صفحات 163 به بعد) قرآن همچنین زنان را در ایات 31:24 مورد خطاب قرا می هد که سرهایشان را تا روی سینه ها بپوشانند ( جیوب) ( خمار ؛ خمار) در آیات 59:33 دستورات قرآن شامل این است که زنان زمانی که برای کار از خانه بیرون می روند باید خودشان را با لباسهای بیرونی تمام بدن را بپوشانند ( جلابیب – جلباب ؛ پارچه ای که به اطراف خود بپیچند ) به نظر می رسد جلباب یک لباس بیرونی بوده که سر و پیکر زن را می پوشانده که این لباس بعضی اوقات مترادف با ملفحه شرح و بیان شده و این لباسی بوده که از اجداد ما باقی مانده و امروزه بعنوان چادر بکار میبریم( دوزی صفحات 122-24 ) بر اساس احادیث خودشان(اسلام) همه مکتبهای فقهی بیان می کنند که زنان ازاد به سن بلوغ می رسند باید تمامی بدنشان را در هنگام نماز بجز دست و صورت را بپوشانند و همچنین برای احتیاط قسمتی از مچ دست و حاشیه صورت باید پوشیده باشد ( برای نمونه نگاه کنید به تحریرالوسیله امام خمینی (ره) ج 1 صفحات 43-142) و ذکر شده دخترانی که به سن بلوغ نریسیده اند و همچنین بردگان می توانند در حین نماز خواندن سر و گردن شان را نپوشانند . حدیثی از امام جعفر صادق (ع) وجود دارد که کنیزگان را از پوشیدن سرشان هنگام نماز نهی می کند ( وسائل الشیعه ؛ج 2 بخش یک ؛ ص 299) و بر اساس تفسیری از علی بن الرضا از قرآن گفته که زنان کهن سال مجبور نیستند سرشان را در جلوی اعضای خانواده و بیرون بپوشانند ولی هنگام نماز باید سر خود را بپوشند ( مطهری ص 158)با این شیوه تعدادی از پوشش ها بوده که با معیارهای اسلامی مطابق بوده و چادر بعنوان یک پوشش برای زنان همیشه شکل واحدی نداشته است . شواحدی ادبی نشان می دهد که بطور عمده و اساسی لباسی برای پوشاندن صورت و تمام بدن بوده و رایج داشته ( نگاه کنید به اشعا فردوسی و اسعدی که در دهخدا مدخل چادر ذکر شده ) و همچنین به نظر می رسد چادر یک زمانی از دو بخش بالایی و پائینی تشکیل میشده و جنس ان معمولا از پشم بوده است .( مطهری ص94) د این صورت اطلاعات موثقی درباره چادر در زمان قاجار در دست می باشد که بطور احتمال چادر بعنوان یک پوششی هنگام نماز و همچنین لباس شخصی و عمومی برای پوشش خیابان بوده که به همین صورت این چادر بعنوان یک لباس متحدالشکلی برای زنان ایرانی معمول شد دلیل این امر در انواع لباسهای سنتی ایران زمان قاجار arkaleg ( پوشش فرنگی بعنوان لباس بیرونی) و چاقچور ( لنگ . شلوار گشاد) بود که این سبک لباس سنتی بطور تدریجی توسط زنان دربار و تحت تاثیر مدهای اروپایی کنار گذاشته شد .که در این صورت زنان شیک پوش آن زمان چادر را می چیدند تا ناحیه کمر تنگتر شود و اما بطور کلی خط چادر با شیوه مستقیم روی زمین قرار می گرفت و حالتی بود که هیچ جای بدن را آشکار نمی کرد . و گاهی اوقات چادر بوسیله یک نوار و یا گیره دور کمر بسته می شد که این شیوه هم بعدها کنار گذاشته شد .(نجمی ؛ ص263) اما در قرن 13ق / 19 م چادر بعنوان لباس عمومی و بیرونی ظاهرا از جنس اطلس یا پشم بافته می شد و رنگ آن آبی نیلی بود ( پلاک ج1 ص 161) و این شکل از چادر عنوان پوشش استاندار برای بیرون از خانه باقی ماند . تا زمانی که بوسیله رضا شاه در 17 دی ماه 1315 ش جانری 1936م ممنوع شد در این زمان و با طرح رضا شاه کارمندانی که زنان انها چادر می پوشیدن اخراج شدند و زنانی که سرشان را برهنه نمی کردن از ورود به اماکن عمومی منع شدند (0 ویلبرص 174) و اغلب کسانی که با پوشش به خیابان می امدند توسط پلیس اذیت می شدند و این امر باعث شد تعداد زیادی از زنان خود را برای سالهایی در خانه محبوس کنند و همچنین این عمل باعث نگرانی روحانیون مذهبی قرا گرفت و اعتراض کردند که به دین و اخلاق مردم هتک حرمت شده 0 برای نمونه نگاه کنید به کشف الاسرار , امام خمینی ره ) صفحات 23-223) پس از سقوط رضا شاه در سال 1320ش 1941م تعداد بیشماری از زنان سنتی خواهان از سر گیری پوشیدن چادر شدند و پوشیدن چادر را ادامه دادند و زنانی که از نظر مالی استطاعت داشتند مایل بودند از دو نوع چادر استفاده کنند یکی برای پوشیدن بیرون خانه که معمولا رنک سیاه داشت و اغلب از کرپ ساخته می شد و دیگری برای نماز که رنگ آن روشنتر و داخل سجاده نماز نگه داشته می شد و چادرهایی که برای نماز بکار می رفت معمولا نوار و بندی داشت که شخص می توانست آن را زیر چانه ببندد ولی زنان فقیر جامعه معمولا یک نوع چادر به نگ سیاه داشتند که در یبرون خانه می پوشیدند و از مواد سنگین هم ساخته می شد . و با رشد فعالیتهای اسلامی در دهه 1340ش /1960م تا 1350ش /1970چادر در معیارپوشش اسلامی بطور فزاینده ای بعنوان یک پوشش اساسی برای حفظ شان و عفت برای اصالت فرهنگی و مذهبی جامعه مورد تحسین و اقبال قرار گرفت که در این صورت بطو گسترده معیارهای فرهنگی غرب عدم پذیرش واقع شد ولی به دنبال این زمینه تعداد بیشماری از زنها بودند که پوشش چادر را کنار زدند و اما انچه قابل ذکذر است گروهایی از زنان چادری شرکت گسترده در تظاهرات عظیم انقلاب اسلامی سال 1357ش داشتند . بعد از پیروزی انقلاب اسلامی پوشش سر ( حجاب) برای زنان به تدریج اجباری شد یک بیانیه ای در هفته اول مارس 1979م توسط آیت الله خمینی انتشار یافت که زنان شاغل در وزارتخانه های دولتی باید معیارهای اسلامی را نسبت به پوشش رعایت کنند که این اولین قدم در این راه بود . این بیانیه با تظاهرات مورد اعتراض زنان طبقه بالا و متوسط جامعه در 12و 11 مارس قرار گرفت اما اعتراض آنها در 12 مارس با تظاهرات زنان طرفدار چادر مواجه شد که برخورد با این زنان مورد حمایت دولت قرار گرفت و بعدها هم مغازه داران از ارائه خدمات به زنان بدون پوشش خوداری کردند . سرانجام در بهار و تابستان 1982م یک سری فعالیت و عملیات توسط کمیته های انقلاب اسلامی انجام شد که زنان را مجبور کردند پوشش سر داشته باشند که این عملیات با گشت زنی نیروهای کیفری و تعزیری همراه بود . اما انچه قابل مشاهد می باشد به مرور زمان شکلهای دیگری از لباس و پوشش جایگزین چادر شد به دلیل اینکه چادر مزاحمت و عدم کارایی داشت و هدف اصلی تمایل به ازادی ظاهری بود بدون اینکه پوشش را با دست و گیره و یا دندان گرفت . و این شیوه را می توان در نحو پوشیدن روسری های سر و لنگ و لباس گشاد را اغلب در میان ساحل نشینان مشاهد کرد و یک نوع لباس دیگر به نام مقنعه وجود دارد که کاملا آزاد و روی شانه می افتد سر و گردن را می پوشاند و به هم متصل می کند با توج به اینکه صورت کاملا باز است و اما هنوز چادر بطور عموم برای نماز استفاده می شود .
کتاب شناسی :
1- حر عاملی .وسائل الشیعه ؛ تصحیح ربانی شیرازی ,تهران 1384ش/1964م ج2 بخش 1
2- J-chelhod. Hidjab. In El .R.P .A.dozy.III. .dictionnaire detaile des noms des vetements chez les arabes. Amsterdam.1845.doerfer.iiipp.16-22
3- آیت الله روح الله خمینی ؛کشف الاسرار .ضمیمه تحریرالوسیله . چاپ نجف .1390ق /1970
4- رساله احکام . تصحیح . ایت الله رضوانی . تهران 1359ش /1969 م
5- مرتضی مطهری مسئله حجاب . تهران .147ش/1968م
6- نهضت زنان مسلمان . حجاب و انقلاب . تهران . 1359ش /198 م
7- N .نجمی تهران در عهد .ناصری . تهران .1364ش 1985
8- J.E.polak . persien.daslandund seine Bewohner . leipzig .1865l
9- اشپولر . ایران در نخستین قرون اسلامی
10- Riza shah pahlavi. Hicksville n.Y 1975 l
Hamid algar